به طرز معجزه آسایی همه مشکلات حل شد و من انشالله چهارشنبه برمیگردم به ایران.
فردا باید از چهارفصل اول پایان نامه خودم دفاع کنم اگرچه هنوز حتی پاورپوینت من هم آماده نشده. از صبح دنبال رفع مشکلات بودم و الان هم برگشتم خونه از خوشحالی نتونستم بشینم سر درس...
این شعر هم مخصوص بازگشت به خاک پاک ایران:
شام هجران من اینک طی شد....
میروم امشب از این خاک غریب.....
همه ی جان من اکنون پر عشق وطن است....
این دل خسته ی من ،تنگ ان کوه و زمین و دمن است.....
ای وطن،عشق تو را من به چه حالی به زبانم آرم؟؟؟
غم غربت به کنار - این دلم تاب فراق توی هم فکر و زبان را نتواند و ندارد....
تو ای هم صحبت من - ای رفیق غم تنهایی من - من کنون باز آیم....
به وطن ....به همه خوبی ها ....به همه آسایش....
-باورم نیست ....که سرما طی شد...
باز هم پنجره ها باز شده - به روی بیداری - به تبسم - به نگاه
باز از کوچه ی ان خاطره ها می گذریم
ای وطن... خانه ی مهر و وفا.... مرکز عشق و صفااااااا.... باز هم بوی تو را میشنوم...
همه ی فکر من اینک... لحظه ی دیدار است...
یاد شاعر چه خوش است... لحظه ی دیدار نزدیک است.... باز من دیوانه ام ،مستم.... باز میلرزد دلم ،دستم.... باز گویی در جهان دیگری هستم.....

سلام عزیزم قلم دلنشینی داری تبریک میگم اولی...



